تبلیغات
سیمرغ علامه - گزارش دومین گردهمایی

دانشجویان ورودی 62 و 63 دانشکده علوم اجتماعی علامه

گزارش دومین گردهمایی

نویسنده :دوست اول
تاریخ:دوشنبه 22 اردیبهشت 1393-07:15 ب.ظ

جمعه 19 اردیبهشت آمد و رفت.

دومین گردهمایی "سیمرغ علامه" برگزار شد.

روزها بود که دوستان در تب و تاب بودند. تب انتظار بالا گرفته بود. آنان که در اولین گردهمایی حضور داشتند بی قرارتر بودند. یک بار، حضور در جمع مهربانان ایام خوب دهه 60 را تجربه کرده بودند و در جست و جوی تکرار تجربه آن حس ناب بودند که 10 بهمن به وجدشان آورده بود. و آنان که شنیده بودند و مطالب بارگذاری شده بر وبلاگ را خوانده بودند، کنجکاو  تجربه بودند تا خاطرات سال های دور را برایشان بازسازی کند.

کامل تقوی نژاد بسیار زحمت کشید. در لابلای جلسات متعدد کاری، هر زمان و ساعت حتی در پاره ای اوقات پاسی از شب گذشته، دغدغه برگزاری هرچه بهتر برنامه های گردهمایی را داشت. توانش را مضاعف کرد تا میزبان خوبی برای جمع دوستانه باشد. بر آن بود تا جمع یاران دهه 60 را در فضایی زیبا گرد هم آورد که آورد. خانواده محترمش، همسر مهربانش میزبان بی نظیری برای این جمع دوستانه بود و دختر زیبایش که همچون پروانه ای رنگارنگ در میان جمع می پرید و شیرین زبانی می کرد.

در جمع روز جمعه 19 اردیبهشت که آمد و رفت چند میهمان عزیز دیگر نیز حضور داشتند که شمع این محفل دوستانه بودند. یادها و خاطرات دوست همیشه حاضر جمعمان، مقصود، سلامت قمصری که روشنایی جمع مهربانان بودند. مهندس سوده سلامت قمصری، یادگار عزیز سلامت همیشه حاضر، دو دلبندش را نیز همراه آورده بود تا بزرگی روح پدربزرگشان را لمس کنند.

ایرج قاسمی خون دل خورد و خون دل خورد. تا یک روز مانده به گردهمایی دغدغه هرچه بهتر برگزار شدن داشت، اما در هنگامه برگزاری و در اوج نمایش احساسات ناب، چه آرام جمع را مدیریت کرد. انگارنه انگار که در طول چند روز گذشته چه متلاطم و نگران بوده است.

رضا ترکاشوند زحمت کشید. خیلی زحمت کشید تا بتواند در لابلای گرفتاری های دکتر تقوی نژاد، زمان هایی را به هماهنگی برنامه های دومین گردهمایی  ورودی های 62 تا 65 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه اختصاص دهد. اما سه روز مانده به گردهمایی، بنا به شرایط کاری مجبور شد از کشور خارج شود. جمعه جایش در جمع خالی بود. حتما که زهرا عربشاهی برایش از خاطره جمعه می گوید و می گوید که چقدر دوستانش چشم انتظار دیدنش بودند. 

دکتر سیف ا... سیف الهی ریاست محترم دانشکده در ایام خوب دهه 60 چشم و چراغ مجلس بود. همراهی دکتر پناهی، ریاست امروز دانشکده علوم ارتباطات، تعریفی جدی تر به جمع شرکت کنندگان دادند. دکتر انور صمدی راد، که امنیت اجتماعی را از آموخته بودیم. دکتر عزت ا... سام آرام که دوست داشتن و دوست داشته شدن را در دل ما کاشت، دکتر حسن سرایی که همیشه ازش هراس داشتیم و امروز درک کرده ایم که پشت ستاره فلزی روی سینه اش قلبی از طلا دارد. دکتر ژاله شادی طلب نیز زینت بخش مجلس بود. با مهربانی با آنان که روزی در محضرش نشسته بوند، سخن گفت و از بودن در میانشان ابراز شادمانی کرد. خانم سپهری مهربان نیز آمده بود. در بدو ورودش گفت که تمام تهران را دنبال دانشحویان دهه 60 گشته تا یافتشان و خانم فیضی دوست داشتنی که امروز خانم دکتر فیضی عنوان دارد و به بذل دانش خود در میان دانشجویان امروز این دیار مشغول است.

رضا صابری آرام بود و همچون همیشه اش با چهره ای دوست داشتنی و مهربان. دیرتر رسید و در گوشه مجلس در جمع دوستانش پناه گرفت. در مقابل طهمورث شیری و رضا نقیب السادات را که مگر می شد قرار داد؟ آنقدر شلوغ بودند و پر هیاهو که بخشی از مجلس را به هم ریخته بودند. و آنقدر شلوغ کردند که به نام دکتر سیف الهی همیشه مهربان تهدید شدند که اگر بیش از این مجلس را بر هم زنند، دکتر سیف الهی از جلسه اخراجشان خواهد کرد.

دیگر دوستان نیز از دور و نزدیک آمدند. از همه جای گربه ایران زمین. شمال و جنوب. شرق و غرب. اصغر نبیل، میزبان اولین گردهمایی "سیمرغ علامه" و علیرضا سجادی از یزد آمدند. اسد عبدالهی، اسد ستاروند و کاظم فرهادیانی از لرستان. ایوب کلاهدوزی از گرگان و غلامرضا حبیبی از بهشهر آمدند. حاجی مراد آرخی از بندر ترکمن و عبدالخلیل قرنجیک از گنبد آمدند. فرشته امینی هم بود که از خطه سرسبز مازندران و آن کیمیا که تنها بود و تنهایی سنگاچین می خوانندش از گیلان آمده بود. اما جای فرزانه خیاط زاده عزیز از خطه جنوب کشور که میخواست و خیلی میخواست که در جمع باشد اما بعد مسافت نگذاشت که باشد، خالی بود.برخی نیز به شوق دیدار یاران ایام خوب سال های دور از خارج از کشور آمدند. علی پاینده از عراق آمد و سرور محبی و فرامرز قراباغی از مالزی. آمدند تا بار دیگر تجربه سال های خوب دانشجویی را در خود زنده کنند. فرامرز آنچنان هیجان داشت که در میان گفته هایش قول داد با وزارت گردشگری مالزی به مذاکره بنشیند تا تمامی این جمع مهربان را به همراه خانواده به مدت یک هفته در کوالالامپور میزبان باشد. یعنی تحت تاثیر شرایط وعده داد؟؟!!

برخی نیز علیرغم آن که می خواستند، نیامدند. یعنی نتوانستند که بیایند. بهروز علیشیری که به میزبان قول حضور در جمع را داده بود. اما مجبور بود برای شرکت در یک مراسم ختم همراه خانواده به کرج برود. رضا علم الهدی که در برگزاری گردهمایی اول نقش موثری داشت و تدوین فیلم اولین گردهمایی را که رضا احمدیان زحمتش را کشیده بود، مدیونش هستیم به دلیل بیماری خواهرش نتوانست در جمع حضور یابد. برای خواهر محترم دوست عزیزمان آرزوی بهبودی و سلامتی داریم. اکبر نعمت‌الهی که درگیر و دار بستن پرونده نمایشگاه بین المللی نفت، گاز و پتروشیمی اش بود. پیمان صدری که باید پسرش را در یک مسابقه مهم همراهی می کرد. مونیکا شاهین که جمعه ها را روز خانواده می داند و محمد رضا عرب که از جمع دوستان عذرخواهی کرد و دیگرانی که می دانیم که می خواستند باشند و بنا به شرایط نتوانستند در جمع حضور یابند.

تدوین: دکتر شاهمنصوری 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
غلامرضا حبیبی
سه شنبه 7 مرداد 1393 12:56 ب.ظ
خواهرخوبم خانم دکتر شاه منصوری از زحمات زوتلاشهای زیاد شما هم بی نهایت سباسگزاریم باور بفرمایید هربار که میخواهم در گردهمایی شرکت کنم این شوق واحساس در من هست که بس از سالها برادران وخواهران گم شده ام را میبینم
اختر بهرامی
شنبه 3 خرداد 1393 02:46 ب.ظ
بیتا شاه منصوری عزیز و دوستان خیلی زحمت كشیدند تا یك بار دیگر چشم مان به دیدار روشن شود.
شنبه 27 اردیبهشت 1393 10:13 ب.ظ
سلام به دوستان خوب و مهربانم،با وجود لحظه شماری و علاقمندی برای حضور در نشست دوم،متاسفانه بدلیل موضوعی غیر مترقبه فرصت حضور از اینجانب سلب شد خصوصاً اینكه دوستان عزیزی كه سالها از دیدارشان محروم بودم و نامشان در گزارش سركارخانم دكتر شاه منصوری ذكر شده بود سلامتی و تندرستی همه شما عزیزان را آرزومندم واین روز را به همه شما خوبان تبریك می گویم.
ارادتمند رضا علم الهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo